محمد مهدى ملايرى
266
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ايرانى استعمال نمىشده ولى نوعى اختصاص به ايران داشته است بهطورى كه « آداب الفرس » از تعبيرهاى مأنوس و متداول اين دورهها است ؛ مثلا در اين گفته جاحظ دقت كنيد : « و قد نقلت كتب الهند و ترجمت حكم اليونان و حولت آداب الفرس فبعضها ازداد حسنا و بعضها ما انتقص شيئا » « 1 » . جاحظ در اين گفته آثار هندى را با عبارت « كتب الهند » و آثار يونانى را با عبارت « حكم اليونان » و آثار ايرانى را با عبارت « آداب الفرس » ذكر كرده و با اين تعبير خواسته شهرت و وجه امتياز هريك را بيان كند . و مسكويه مجموعهاى را كه از همين نوع نوشتههاى اخلاقى ساسانى در كتاب جاودان خرد خود آورده همه را زير عنوان « آداب الفرس » ياد كرده « 2 » ، و متن ادبى و اخلاقى منسوب به بزرجمهر را كه در فارسى گاه به نام يادگار بزرگمهر و گاه پندنامه بزرگمهر خوانده شده ترجمهء عربى آن را به نام « آداب بزرجمهر » خواندهاند . « 3 » و از گفتهء هارون الرشيد خطاب به كسائى آموزگار فرزندانش اين عبارت نقل شده : « يا على بن حمزة قد احللناك المحل الذى لم يكن تبلغه همتك ، فرونا من الاشعار اعفها و من الاحاديث اجمعها لمحاسن الاخلاق ، و ذاكرنا باداب الفرس و الهند » . « 4 » و از همهء اينها معلوم مىشود كه « ادب » و « آداب » در اين دوره كه نخستين دورهء شيوع اين كلمه در آثار عربى است به آن دسته از گفتهها و نوشتههايى كه در اخلاق و حسن سلوك و تهذيب نفس و تربيت بوده است گفته مىشده ، و چون در اين معنى جامعترين نمونههايى كه خارج از تعليمات مذهبى در اختيار داشتهاند نمونههايى بوده كه از فارسى ترجمه شده ازاينرو كمكم « آداب الفرس » همچون يك عبارت شايع و رايج عصر استعمال شده و كتابهايى
--> ( 1 ) . الحيوان ، ج 1 ، ص 38 . ( 2 ) . الحكمة الخالدة ، ص 88 - 26 . ( 3 ) . الحكمة الخالدة ، ص 41 - 29 . ( 4 ) . ابن ابى الحديد ، ج 4 ، تص 137 . يعنى : « اى على بن حمزه ما تو را در مرتبتى قرار داديم كه همت خودت را ياراى رسيدن به آن نبود . پس ، از ميان اشعار آنچه را كه بيشتر از عفت برخوردارند و از احاديث آنچه را كه بيشتر محاسن اخلاق را در خود جمع دارند براى ما روايت كن و از آداب ايرانيان و هند براى ما سخن بگوى » .